روز شماريهای من

نزدیک به سه هفته و نیم به تاریخ احتمالی زایمانم مونده٬ هیجان و استرس تمام وجودم را فرا گرفته٬ از تصور وجود نی نی هیجان زده میشم ٬از تصور تغیرات شدید زندگیم مضطرب میشم٬

حس عجیبیه! عجیبتر از اون اینه که می دونی چه درد طاقت فرسایی در پیش داری اما مشتاقانه منتظر شروع درد هستی٬ کیان روزی چند بار از محل کارش زنگ می زنه ٬ اگه گوشی را بر ندارم یا دیر بردارم ٬کلی استرس برش می داره که طاهره زایید...

این هفته٬ هفته اول تعطیلاتمه٬ کلی هنوز کار انجام نشده دارم ٬ اما همشون کارهایی که کلی ذوقشو دارم٬ مثل طراحی کارت تولد نی نی ٬ کتاب خوندن٬ شستن و اتو کردن لباسهای نو نی نی و آماده کردن ساک نی نی و خودم و ...

دیروز کلاس آموزش و آگاهی در مورد شیردهی داشتم٬ خیلی خوب و مفید بود٬ روش شیردهی درست یک قسمت از کلاس بود که مادر دچار سختیها و دردهای شیر دهی نشه و اینکه تا چه مدتی شیردهی لازمه٬ ۶ ماه اول نی نی از نظر غذایی وایمنی و... به شیر مادر نیاز داره ٬ تا یکسال از نظر بیشتر  عاطفی . جالبه که تو این کلاس می گفتند که برای زنهای غربی خیلی سخته که بپذیرند که نی نی روزشون را برنامه ریزی کنه٬ زنهای غربی برای شیردهی می خواهند که برنامه ریزی کنند اما نمی دونند که واسه نی نی ساعت معنی نداره.

یاد حرف مادر شوهرم افتادم که کلی متعجب از شیر دادن خواهرم بود که چرا به درخواست  نی نی که چه موقع  شیر می خواد گوش می دن ٬ می گفت که اوایل هر نیم ساعت شیر می دادم و می دونستم که نیم ساعت وقت برای خودم دارم...این جور طرز فکر هم جالبه اما تو این کلاس به شدت مخالفش بودند04.gif

مامان٬ بابا  و خواهرم تا سه هفته دیگه اینجا میاند٬ نمی دونم با این سردی هوای ایران میتونم واسه عید نوروز به ایران بیام یا نه٬ دلم نمی خواد که نی نی دیر بدنیا بیاد.

امروز کنترل داشتم ٬ دکتر بهم گفت که اندازه نی نی متوسطه ٬ منم که با این بزرگی شکمم شک به حرفش داشتم پرسیدم متوسط در هلند یعنی چند کیلو؟

جواب: ۳۵۰۰ گرم13.gif

/ 6 نظر / 6 بازدید
مرضيه

آخی جان لباسای نی نی...من هم کلی منتظرم و می خوام بدونم کی نی نی جون ميادش.روزای خوبين.لذت ببر ازش انشالله بی بی هم مياد .تا ۳ ماه يه کم سخته ولی بعد ديگه همش عشقه..شادباشی گلم

مانا

چقدر خوبه که اين آموزشها را بهتون ميدن.مواظب خودت باش

خانم شين

وای ديگه چيزی به اومدن عسل خانوم نمونده که.... دختر جان بچه يه ماهه رو می خوای بزنی زير بغلت بيای تو هواپيما؟ من شنيدم که تا زير سه ماه بچه رو نبايد سوار هواپيما کرد چون فشار هوا نمی دونم روی مغزش اثر می ذاره. حالا از دکتر نی نی وقتی که به دنيا اومد حتما بپرس. اين غربيا تازه شروع کردن به دونستن چيزهايی که ما می دونستيما. بهرحال وقتی بچه هر جوری که دلش خواست شير خورد خودش بعد از يه مدت تنظيم می شه. من که شيرم زياد نبود سينا هر يه ساعت يه بار يه ساعت به من آويزون بود!! تا تقريبا يک ماهگی. بعد بهتر شد. ديگه اينکه خيلی مواظب سينه هات باش. بعد از هر بار شيردهی با شير خودت چربش کن که ترک نخوره. مرطوب نگرش ندار. ديگه خودت اينارو حتما می دونی. اوووخی. طاهره قلی قلقلی با نينی. ديروز تولد پسر مرجان و سينا بوديم چند تا از بچه های دانشکده هم بودن. مرواريد هم حامله است. هديه و کيوان هم بودن يادت مياد؟ آميتيس و بهرنگ هم بودن. وای کاش اينجا بودی.

طاهره

شين جان٬ دلم کلی تنگ شده۲ نمی تونم ۳ ماه صبر کنم بعدش بيام٬ تازه بعد از ۳ ماه مرخصيم تموم ميشه... حالا ببينم نی نی جان(دريا چه جورياست...مرسی از نظراتت... به زودی طاهره قلی با يک نی نی

خانم شين

خوب حتما با دکترش مشورت کن! اوخی عسل به دنيا مياد!‌اوخی!

حسين

از اينکه به زودی می بينمتون خيلی خوشحالم. طاهره و کيان با يه «دريا» می خوان برگردن ايران!! کی فکرشو می کرد. بی صبرانه منتظرم.