همسایه ها کمک کنید...   

این که نمی نویسم به این علت نیست که حرفی برای گفتن نیست..تنبلی و کمبود وقت مانع نوشتن می شه.

دریا تقریبا تمام وقت منو می گیره وقتی هم که می خوابه هزاران کار انجام نشده هست که بعضی وقتها می مونم که کدومشو اول انجام بدم قبل از اینکه دوباره بیدار بشه ..اما عجیب این هست همین که خوابش طولانی میشه کلی دلم واسش تنگ می شه و یواشکی یک کم سر صدا راه میندازم( فکر کنم باید خودمو به دکتر نشون بدم)

دریا الان ١٣ماهشه و ٣ ماه که راه افتاده خیلی خنده دار راه میره شکمشو میده جلو که تعادلش بهتر باشه.. این هفته هم که دیگه از همه چیز بالا میره و کلی کارهای خطرناک انجام میده همین که غفلت کنم بالای میز غذاخوری داره می چرخه . کلی حرف می زنه ...تازگیها همین که یک چیزی را می خواد این قدر گوگوری ماما می گه که می خوام قورتش بدم. دریا عاشق حیووناته مخصوصا سگ...هر سگی را که می بینه( که اینجا تعدادش از آدماش بیشتره) می خواد بوسش کنه...

دریا خوابش عالی شده ..جدا کردن دریا در اتاق دیگه خیلی خوب جواب داد.

می خوام شیر دادن به دریا را قطع کنم در حالیکه دریا خیلی وابسته است ..فعلا به خودم فکر نمی کنم که چقدر سخت خواهد گذشت . می دونم که اگه بیشتر طول بکشه قطع کردنش سختتر خواهد شد ..بعضی وقتها با خودم فکر می کنم کاشکی همون ۶ ماهگیش این کار کرده بودم....این وابستگی بچه به شیر مادر  کلا پدیده جدید و عجیبیه اینجا ...آدم شوهرها که از تعجب می مونند چی بگند در حالیکه این یک پدیده عادی تو ایرانه و تقریبا همه مادرها از سختی قطع کردن شیر هم برای خودشون و بیشتر برای نی نی آگاهند.... خلاصه اگه دیدین که من و دریا اینجا معروف شدیم تعجب نکنین...

در آخر هر نکته به نظرتون می رسه که من بتونم این وابستگی دخترم را کمتر کنم و راحتر بتونم شیردهی را قطع کنم از من دریغ نکنید..(اجرتون با آدم شوهرها) 

 

لینک
شنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - Tahereh Keimanesh